گنجور

قطعه شمارهٔ ۴۷

 
سلمان ساوجی
سلمان ساوجی » دیوان اشعار » قطعات
 

خدایگان وزیران ملک آصف عهد

زهی نهاده نهاد تو عدل را بنیاد

غبار ادهم کلک تو عنبر اشهب

غلام سنبل خلق تو سوسن آزاد

ز صنع تربیت رای بنده پرور توست

خرد که پیر فلک را نزاده دارد یاد

گر از شمامه خلقت صبا اثر یابد

شود بنفشه محزون چو گل از آن هم شاد

زبان لاله ازان شد به عنبر آلوده

که او حکایت خلق تو می‌کند با باد

خدایگانا احوال من ز دور فلک

به صورتی است که احوال دشمنان تو باد

الاغکی دو سه زین پیش داشت بنده تو

به وجه قرض یکایک به قرض خواهان داد

کنون تصور آن می‌کند که بر تابد

به سوی ساوه عنان عزیمت از بغداد

پیاده رخ به ره آورده ماتم از حیرت

تو شهسواری و اسبی به مات باید داد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ساوه‌سرا | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام