گنجور

قطعه شمارهٔ ۴۲

 
سلمان ساوجی
سلمان ساوجی » دیوان اشعار » قطعات
 

پادشاها صبوح دولت تو

متصل با صباح محشر باد

بنده امروز پنج روز گذشت

که برین برهمی زنم فریاد

نه کسی می‌رسد به فریادم

نه یکی می‌کند ز حالم یاد

چه دهم شرح لطفهای کچل

آن نکو سیرت فرشته نهاد

سر من از جفای او کل شد

که به موییم از و نگشاد

بستد از بنده راه خود صد بار

یک یک راه راه بنده نداد

کرد بیداد و داد دشنامم

دادای پادشاه عادل داد

بخت نیکت به منتهای امید

برساناد و چشم بدمرساد

 

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | شعرهای مشابه | منبع اولیه: ساوه‌سرا | ارسال به فیس‌بوک

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

حمیدرضا نوشته:

بیت آخر از سعدی است (از این شعر).

ویرایش جدید ساغر