گنجور

قطعه شمارهٔ ۱۵۰

 
سلمان ساوجی
سلمان ساوجی » دیوان اشعار » قطعات
 

ای تاج سر همه افاضل

ای لطف تو روح را سکینه

هستت ملکی ملک صفاتی

در طبع عدوت جز سگی نه

ای قبله مقبلان در تو

حاجت نه به مکه و مدینه

شد کعبه فاضلان جنابت

صیت تو رسد به هر مدینه

در هجره تو که باد معمور

باشد همه چیزها بدی نه

کردیم نشاط بر بساطت

خوش بود مرا نشاط دینه

روزی کندت خدای روزی

از عالم غیب صد خزینه

تا تو به کرم بر اهل معنی

آنها همه را کنی هزینه

فضل و هنر و علوم هستند

از قدر تو مایه کمینه

دریای محیط بخششت راست

بسیار فزونی و کمی نه

در خاطر توست گنج معنی

وز فضل تو را بسی دفینه

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ساوه‌سرا | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام