گنجور

قطعه شمارهٔ ۱۵

 
سلمان ساوجی
سلمان ساوجی » دیوان اشعار » قطعات
 

چشم و چراغ شرع که ذات منورت

از پای تا به سر همه عین سعادت است

قاضی هفت کشور پیروزه رنگ را

از بندگی تو نظر استفادت است

فعل تو سال و مه همه خیرست و مردمی

قول تو روز و شب همه درس وافادت است

مختل شدست حال دعاگوی دولتت

وین اختلال روز به روزش زیادت است

فرموده‌ای که مشکل تو سهل می‌شود

سهل است اگر چنانچه شما را ارادت است

اما به پیش مردم این عصر گوییا

تدبیر کار اهل هنر خرق عادت است

از هر چه می‌دهند به من فکر کرده‌ام

آسان‌تر و مفیدتر آن اجادت است

بارای خود بگو که در دفع نقل من

جلدی کند که عادت رایت جلادت است

یک قافیه درین سخن از دال خالی است

و آن نیز بر ملالت طبعم دلالت است

 

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه | منبع اولیه: ساوه‌سرا | ارسال به فیس‌بوک

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

جستجو در لغتنامهٔ دهخدا: از این پس به کمک واژه‌یاب نقطه کام