گنجور

قطعه شمارهٔ ۱۱۸

 
سلمان ساوجی
سلمان ساوجی » دیوان اشعار » قطعات
 

پناه زمره اسلام تاج دولت و دین

زهی خرد ز وجود تو کسب کرده کمال

ز طبیب خلق تو باشد دماغ عقل سلیم

ز حسن رای تو یابد عروس ملک جمال

خدایگانا دانی که بنده سلمان را

جناب توست درین مملکت ماب و مال

سه هفته شد که ز سرما و برف در تبریز

به جز تردد خاطر تردد است محال

هزار بار به عزم درت کمر بستم

ولیکنم یخ و سرما نمی‌دهند مجال

بدانچه تا نکنی حمل بر کسالت من

ضرورت است مرا بر تو عرض صورت حال

همیشه تا بود اقبال و مملکت بادا

در تو قبله ملک و مقبل اقبال

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ساوه‌سرا | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام