گنجور

غزل شمارهٔ ۹۷

 
سلمان ساوجی
سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات
 

تیر خدنگ غمزه‌ات، از جان ما گذشت

بر ما ز غمزه تو چه گویم، چها گذشت

وقت صباح، بر سر شمع، از ممر باد

نگذشت، آن چه بر سر ما از صبا گذشت

در حیرتم، که باد به زلف تو، چون رسید

فی الجمله چون رسید از آنجا چرا گذشت

بر ما ز آب دیده شب، دوش تا به روز

باران محتن آمد و سیل بلا گذشت

یارب چه رفت، بر سر ما دوش، کان صنم

بیگانه وش، درآمد و بر آشنا گذشت

چندان گریستیم، که من بعد اگر کسی

آید به سوی ما نتواند ز ما گذشت

سلمان دوای درد دل، از کس طلب مکن

با درد خود بساز، که کار از دوا گذشت

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ساوه‌سرا | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

mareshtani نوشته:

m2 b6 (natawanad)1

پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.

امیر اصغری نوشته:

این همه ویرگول بی مورد…

در بیت اول هر دو ویرگول بی مورد است، در مصرع اول وزن را هم خراب می کند.
در مصرع اول بیت دوم هم، ویرگول دوم بی موردتر از اولی است و سکته می آورد. بیت سوم مصرع اولش که ویرگول نمی خواهد، دو تا دارد!
بیت چهارم، باران محتن! نوشته شده، که بی شک محنت است!
بیت پنجم باز این علامت سجاوندی ِ …. بی دلیل سه بار آمده. در بیت شش و هفت هم همین آش است و همین کاسه. خلاصه که شعر، بیخودی ویرگول مال شده است. خواننده مبتدی پدرش در می آید وقت خواندن.

کانال رسمی گنجور در تلگرام