گنجور

غزل شمارهٔ ۹۲

 
سلمان ساوجی
سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات
 

حاصلی، زین دور غم فرجام، نیست

در جهان دوری، چو دور جام نیست

گر چه دورانی خوش است، ایام گل

خوشتر از دوران عشق، ایام نیست

روز حسن دلبران را شام، هست

بامداد عاشقان را شام، نیست

ساقیا جامی که ما را بیش ازین

برگ نام و ننگ خاص و عام نیست

کار خام ما لبت سازد، نه می

زانک کار پخته کار خام، نیست

فاسقان، بدنام و صالح، نیک نام

عارفان را در میان، خود نام نیست

تا چه خواهد شد مرا، فرجام عشق

ظاهرا عشق مرا فرجام، نیست

ناله می‌گوید به آواز بلند

قصه ما حاجت پیغام نیست

پیش ما باری ندارد هیچ کار

هر که صاحب درد و درد آشام نیست

جان سلمان تا نسیم دوست یافت

از هوایش چون نسیم، آرام، نیست

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ساوه‌سرا | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

حمیدرضا نوشته:

مصرعهای دوم بیتهای ۲ و ۳ مطلع غزلی از سعدی است:
خوشتر از دوران عشق ایام نیست
بامداد عاشقان را شام نیست

کانال رسمی گنجور در تلگرام