گنجور

غزل شمارهٔ ۶۰

 
سلمان ساوجی
سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات
 

امشب، چراغ مجلس ما، در گرفته است

در تاب رفته و سخن، از سر گرفته است

پروانه چون مجال برون شد ز کوی دوست

یابد بدین طریق، که او در گرفته است

ظاهر نمی‌شود، اثر صبح گوییا

دود دلم، دریچه خاور، گرفته است

دانی که چیست، مایه آن لعل آتشین؟

کامروز، باز، در قدح زر، گرفته است

خون حرام ماست که ساقی، به روزگار

در گردن صراحی و ساغر گرفته است

صبح از نسیم زلف تو، یکدم دمیده است

عالم همه شمامه عنبر، گرفته است

باد صبا به بوی تو در باغ، رفته است

بس خردها که بر گل احمر، گرفته است

آتش که اندرونی اصحاب خلوت است

شمعش نگر، که چون به زبان در گرفته است

دل با خیال قد تو، بر رست در ازل

زان روی راست، شکل صنوبر گرفته است

شکل صنوبری که دلش، نام کرده‌اند

سلمان به یاد قد تو، در بر گرفته است

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ساوه‌سرا | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

mareshtani نوشته:

beide hashtom eshkal darad

پاسخ: با تشکر، «شمش» با «شمعش» جایگزین شد.

کانال رسمی گنجور در تلگرام