گنجور

غزل شمارهٔ ۴۴

 
سلمان ساوجی
سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات
 

از کوی مغان، نیم شبی، ناله نی، خاست

زاهد به خرابات مغان آمد و می‌، خواست

ما پیرو آن راهروانیم، که ما را

چون نی بنماید، به انگشت، ره راست

من کعبه و بتخانه نمی‌دانم و دانم

کانجا که تویی، کعبه ارباب دل، آنجاست

ای آنکه به فردا دهی امروز، مرا بیم!

رو، بیم کسی کن که امیدیش به فرداست

خواهیم که بر دیده ما، بگذرد آن سرو

تا خلق بدانند که او، بر طرف ماست

بنشست غمت در دل من تنگ و ندانم

با ما چنین تنگ نشینی، ز کجا خواست؟

بسیار مشو غره، بدین حسن دلاویز

کین حسن دلاویز تو را حسن من آراست

جمعیت حسنی، که سر زلف تو دارد

از جانب دلهای پراکنده شیداست

از عقد سر زلف و رقوم خط مشکین

حاصل غم عشق، آمد و باقی همه سوداست

عشق تو ز سلمان، دل و جان و خرد و هوش

بر بود کنون، مانده و مسکین‌ تن و تنهاست

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ساوه‌سرا | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۴ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

mareshtani نوشته:

mesraje dowome beide haftom

پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.

JAVAD MAHMOUD نوشته:

سلام، بیت ۳ (-غلط ؛کانجه-درست،کانجا ) . بیت ۴ (غلط؛ امیدشه -درست ؛امیدش )

پاسخ: با تشکر، مورد اول مطابق فرموده و مورد دوم به شکل «امیدیش» تصحیح شد.

مصطفی مستوری نوشته:

بسیار مشو غره بدین حسن دلاویز / کین حسن دلاویز تو را {عشق} من آراست
واژه “عشق” به جای واژه “حسن”

میلاد احمدی نوشته:

همین شعر در مایه افشار با صدای استاد ایرج. زیبا و شنیدنی.

کانال رسمی گنجور در تلگرام