گنجور

غزل شمارهٔ ۳۷۸

 
سلمان ساوجی
سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات
 

می‌آیی و دمی دو سه در کار می‌کنی

ما را به دام خویشتن گرفتار می‌کنی

دین می‌خری به عشوه و دل می‌بری ز دست

آری تو زین معامله بسیار می‌کنی

هر دم هزار بی سر و پا را چو زلف خویش

برمی‌کشی و باز نگونسار می‌کنی

دارم دلی خراب به غایت ضعیف و تو

هر جه غمی است بر دل من بار می‌کنی

از خواب، آن دو چشم گران خواب را ممال

زنهار فتنه‌ای را به چه بیدار می‌کنی

در حلقه‌های زلف خود آتش فروختی

وین از برای گرمی بازار می‌کنی

زان خط که گرد دایره روی می‌کشی

روز سفید ما چو شب تار می‌کنی

من پرده بر سرایر عشق تو می‌کشم

لیکن تو هتک پرده اسرار می‌کنی

سلمان چو آفتاب به کویش بر آ چرا

چون سایه سجده پس دیوار می‌کنی

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ساوه‌سرا | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

الهام فغانى مهر نوشته:

در چهار مصراعْ هجاهاى اضافى اى نوشته شده که آشکارا وزنِ مصراع را خراب مى کند. جایگزین هاى مناسب تر این ها هستند:
مصراعِ دوم، بیتِ اول: ما را به دامِ خویش گرفتار مى کنى
مصراعِ دوم، بیتِ چهارم: هرچه غم است بر دلِ من بار مى کنى
مصراعِ دوم، بیتِ پنجم: زنهار فتنه را به چه بیدار مى کنى
مصراعِ دوم، بیتِ آخر: چون سایه سجده به دیوار مى کنى (در یک خوانش، دیوار مى شود مسجود. اما خوانشِ بهترى ممکن است که طبقِ آن، دیوار مسجِد–مکانِ سجده–است؛ شبیهِ تعبیرِ “به” در “سجده به خاک کردن”.)

الهام فغانى مهر نوشته:

پیشنهادِ آخر از حاشیه ى قبل اشتباه بود؛ وزن را کوتاه تر مى کرد. پیشنهادِ جدید، دست کم، موزون است:
چون سایه سجده بر پسِ دیوار مى کنى.

کانال رسمی گنجور در تلگرام