غزل شمارهٔ ۳۷
ترکم، عرب مثال، چنگ بر عذار بست
مردانه، روی بست و دل عاشقان، شکست
ای صبر، چون رکاب زمانی بدار پای
کان شهسوار ترک، عنان میبرد ز دست
آنکس که گشت کشته، ز سودای چشم تو
خیزد صباح روز قیامت، ز خاک مست
هر کس که در کشاکش عشق توام بدید
از صحبت کمان قد من چو تیر جست
رحمت بر آب دیده که چند آنچه راندمش
دستم ز آستین و ز دامن، نمیگسست
با آنک در میان تو دل بست عالمی
کس زان میان به غیر کمر، طرف بر نبست
دارم سری و از تو مرا، سر دریغ نیست
پیش تو مینهم، من درویش هر چه هست
ما بیخودیم و مدعیانند بیخبر
زان می که داده است به ما ساقی الست
در طیرهام ز طره که گستاخ در رخت
بنشست و راستی، به همه روی کج نشست
صوفی، رفیق زمره اصحاب رهروست
سلمان، ندیم مجلس رندان میپرست



با دو بار کلیک بر روی هر واژه میتوانید معنای آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
شمارهگذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه | منبع اولیه: ساوهسرا | ارسال به فیسبوک
حاشیهها
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.
JAVAD MAHMOUD نوشته:
سلام. در غزل شماره ۳۷ سلمان ساوجی بیت ۸ مصرع دوم به گمانم جای “به و ما ” عوض شده است (
زان می که داده است ما به ساقی الست )-_( زان می که داده است به ما ساقی الست ) . تذکر از ما ، تشخیص وتصحٻح از شما. از فرصت بدست آمده ، بهره جسته و تشکر و ارج نهادن به سایت ارزشمند گنجور را بر خود لازم می دانم .دعای خیر ما ، بدرقه تلاش و کوشش فرهنگی شما.-(چه کند کسی که در کف بجز از دعا ندارد)
—
پاسخ: ضمن تشکر از لطف شما، تصحیح شد.