گنجور

غزل شمارهٔ ۳۶۸

 
سلمان ساوجی
سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات
 

نه در کوی تو می‌یابم مجالی

نه می‌بینم وصالت هر به سالی

مجالی کی بود بر خاک آن کوی؟

که باد صبح را نبود مجالی

ز مهر روی چون ماه تمامت

تنم گشت از ضعیفی، چون هلالی

خیال خواب دارد، دیده من

مگر کز وصل او، بیند خیالی

تو گر برگشتی از پیمان دل من

نگردد هرگز از حالی به حالی

نگویم بیش ازین، با تو غم دل

مبادا کز منت گیرد ملالی!

بیا کز دوری روی تو سلمان

تنش از ناله شد مانند نالی

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ساوه‌سرا | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

حمیدرضا نوشته:

مصرع دوم بیت پنجم از سعدی است:
خدای است آن که ذات بی‌نظیرش
نگردد هرگز از حالی به حالی

کانال رسمی گنجور در تلگرام