گنجور

غزل شمارهٔ ۳۶۶

 
سلمان ساوجی
سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات
 

تا توانی مده از کف به بهار ای ساقی

لب جوی و لب جام و لب یار ای ساقی!

نوبهارست و گل و سبزه و ما عمر عزیز

می‌گذاریم به غفلت مگذار ای ساقی!

موسم گل نبود توبه عشاق درست

تو به یعنی چه بیا باده بیار ای ساقی!

اگر از روز شمارست سخن روز شمار

چون منی را که در آرد به شمار ای ساقی!

شاهد و باغ و گل و مل همه خوبند ولی

یار خوش خوشتر ازین هر سه چهار ای ساقی!

آید از بوی سمن بوی بهشت ای عارف

خیزد از رنگ چمن نقش نگار ای ساقی!

جام نوشین تو تا پر می لعل است مدام

می‌کشد جام تو ما را به خمار ای ساقی!

بی‌نوایم غزلی نو بنواز ای سلمان

در خمارم قدحی نو زخم آرای ساقی!

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ساوه‌سرا | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۵ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

سجاد صادق وند نوشته:

هواللطیف
تاثیر شعر جناب سلمان ساوجی بر شعر خواجه شیراز براستی که انکار ناپذیر است.

محسن اصلانی نوشته:

در مصرع دوم بیت سوم واژه “که” به جای واژه “چه”درست به نظر میرسد.

حمید نوشته:

کاملا واضح است که در مصرع دوم بیت سوم کلمه چه صحیح می باشد زیرا شاعر با آگاهی در حال پرسش است

مهران قربانی نوشته:

استاد همایی مصرع آخر رو اینگونه ضبط کردن: “در خمارم قدح می ز خم آر ای ساقی”

یاسر نوشته:

بیت یکی مانده به پایان
می کشد چشم تو مارا به خمار ای ساقی
که دراجرای کامکارها نیز بکار رفته درست تر به نظر می رسد

کانال رسمی گنجور در تلگرام