گنجور

غزل شمارهٔ ۳۳۶

 
سلمان ساوجی
سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات
 

ای آنکه رخ و زلف تو آرایش دیده

گردیده بسی دیده و مثل تو ندیده

از گوشه بسی گوشه نشین را که ببینی

در میکده‌ها چشم سیاه تو کشیده

چشمت به اشارت دل من برد و فدایت

چیزی که اشارت کنی ای دوست بدیده!

زلف تو بپوشد سراپای قدت را

آن شعر قبایی است به قد تو بریده

سربسته حدیثی است مرا با تو چو مویت

فی الجمله حدیثی است به گوش تو رسیده

چشمم به مژه قصه شوق تو نوشته

دل خون شد و آنگه ز سر خامه چکیده

ناصح سخن بوالعجم می‌شنواند

سلمان همه عمر این سخن از کس نشنیده

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ساوه‌سرا | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

حمیدرضا نوشته:

بیت اول، در منبع اولیه چنین نقل شده بود
«
ای آنکه رخ و زلف تو را آرایش دیده
گر دیده بسی دیده و مثت تو ندیده
»
که با نقل حاضر (حدسی) جایگزین شد.

کانال رسمی گنجور در تلگرام