گنجور

غزل شمارهٔ ۳۰۳

 
سلمان ساوجی
سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات
 

سرو من سنبل تر بر زده بر گل پرچین

بستده لشکر رومش ز حبش لشکر چین

رسته و بسته به دست بت من سنبل‌تر

وز سرش رسته فرو هشته دو صد سنبل چین

حلقه در حلقه گره در گره و بند به بند

پیچ در پیچ و زره در زره و چین در چین

در خطا و ختن ای خسرو خوبان خطا

چون تو ترکی نبود در همه چین و ماچین

خواستم تا که بچینم ز لبش شفتالود

ابرویش گفت: «بچین!» غمزهٔ او گفت: «مچین!»

در چنین چین و مچین مانده، اسیرم، چه کنم؟

سر زلف بت من مرهم چین بود و مچین

حال سلمان به قلم شرح همی دادم و گفت:

خار هجرم خور و از باغ وصالم برچین

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ساوه‌سرا | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

حمیدرضا نوشته:

در بیت دوم به جای «من» در «وز سرش رسته فرو هشته دو صد سنبل من» به تقلید از سایر ابیات «چین» گذاشتیم!
در بیت سوم «بند در بند» با «بند به بند» جایگزین شد.
در بیت آخر مصرع دوم، «حال سلمان خار هجرم خور وز باغ وصالم برچین» با «خار هجرم خور و از باغ وصالم برچین» جایگزین شد.
شعر علاوه بر اصرار بر تکرار حروف روی «چین»، نمونه‌های متعددی از تکرار حروف دارد و در نوع خود جالب است.

کانال رسمی گنجور در تلگرام