گنجور

غزل شمارهٔ ۲۸۵

 
سلمان ساوجی
سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات
 

حاشا که من بنالم، ور تن شود چو نالم

من نی نیم که هر دم، از دست دوست نالم

گر خون دل خورندم، چون جام می بخندم

ور سرزنش کنندم، چون شاخ رز ننالم

آسودگان چه دانند، احوال دردمندان؟

آشفته حال داند، آشفتگی حالم

پروانه وار خواهم، پرواز کرد لیکن

کو آن مجال قربم کو آن فراغ بالم

بوی شما شنیدم، کز شوق می‌دهم جان

دیر است تا بدان بو، دم می‌دهد شمالم

گرچه دلم شکستی، در زلف خویش بستی

مرغ شکسته بالم لیکن خجسته فالم

من صد ورق حکایت، از هر نمط چو بلبل

دارم ولی ندارد، گل برگ قیل و قالم

بیمارم و ندارم، بر سر به غیر دیده

یاری که ریزد آبی، بر آتش ملالم

سلمان مرا همین بس، کز پیش دوست هر شب

بر عادت عبادت، آید به سر خیالم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ساوه‌سرا | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

ثمین نوشته:

تاثیرپذیری از حافظ در این غزل موج میزد. :)

آصف ثالث نوشته:

به واقع سلمان ساوجی یک قرن پیش از حافظ میزیسته و این شباهت سبکی ناشی از الهام حافظ از سلمانه و نه برعکس!
در این باب مقاله ی “تاثیر و تاثر سلمان ساوجی و حافظ شیرازی” تالیف محمود رضا سبزواری توصیه میشه.

کانال رسمی گنجور در تلگرام