گنجور

غزل شمارهٔ ۲۷۶

 
سلمان ساوجی
سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات
 

بر سر کوی دلارام، به جان می‌گردم

روز و شب در پی دل، گرد جهان می‌گردم

غم دوران جهان کرد مرا پیر و چه غم

بخت اگر یار شود باز جوان می‌گردم

دیده‌ام طلعت زیباش که آنی دارد

این چنین واله و مست از پی آن می‌گردم

تا نسیمی سر زلف تو بیابم چو صبا

شب همه شب من بیمار به جان می‌گردم

ناوک غمزه جادو به من انداز که من

پیش تیرت ز پی نام و نشان می‌گردم

تا مگر نوش لبی چون تو به من باز خورد

چون قدح گرد لب نوش لبان می‌گردم

تو چو گل در تتق غنچه و من چون بلبل

گرد خرگاه تو فریاد کنان می‌گردم

دامن از من مکش ای سرو که در پای تو من

می‌دهم بوسه و چون آب روان می‌گردم

تو مکان ساخته‌ای در دل سلمان وانگه

من مسکین ز پیت کون و مکان می‌گردم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ساوه‌سرا | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

mareshtani نوشته:

beide sowom(sebash)1
mesraje awale beide tschharom(solfetobejabam)

پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.

کانال رسمی گنجور در تلگرام