گنجور

غزل شمارهٔ ۲۷۱

 
سلمان ساوجی
سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات
 

من هر چه دیده‌ام ز دل و دیده دیده‌ام

گاهی ز دل بود گله، گاهی ز دیده‌ام

من هر چه دیده‌ام ز دل و دیده‌ام کنون

از دل ندیده‌ام همه از دیده دیده‌ام

آه دهن دریده مرا فاش کرد راز

او را گناه نیست، منش برکشیده‌ام

اول کسی که ریخته است آب روی من

اشک است کش به خون جگر پروریده‌ام

عمری بدان امید که روزی رسم به کام

سودای خام پخته‌ام و نا رسیده‌ام

تا مهر ماه چهره تو در دلم نشست

از مهر و ماه مهر بکلی بریده‌ام

عشقت به جان خریدم و قصدم به جان کند

بر جان خویش دشمن جان را گزیده‌ام

بازا که در غم تو به بازار عاشقان

جان را بداده و غم عشقت خریده‌ام

شیدا صفت شراب غمت خورده‌ام بسی

لیکن ز باغ وصل تو یک گل نچیده‌ام

گویند بوی زلف تو جان تازه می‌کند

سلمان قبول کن که من از جان شنیده‌ام

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ساوه‌سرا | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

mareshtani نوشته:

dar mesraje dowome beide hashtom(dar)sajed ast lotfan tas hehnojed

پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.

گیل آوایی نوشته:

درود بر شما ،
بیت دوم را اینطور شنیده ام و فکر می کنم درست تر باشد:
من هر چه دیده‌ام ز دل و دیده‌ تاکنون
از دل ندیده‌ام همه از دیده دیده‌ام

با مهر و سپاس

مسعودنخعی نوشته:

مصراع اول بیت چهارم به این صورت ضبط شده که برمتن ترجیح دارد.(اول کسی که ریخت به خاک آبروی من….)

کانال رسمی گنجور در تلگرام