غزل شمارهٔ ۲۷
ز باغ وصل تو یابد، ریاض رضوان، آب
ز تاب هجر تو دارد، شرار دوزخ، تاب
بر حسن و عارض و قد تو بردهاند، پناه
بهشت طوبی و «طوبی ابهم و حسن ماب»
چو چشم من، همه شب جویبار باغ بهشت
خیال نرگس نست تو بیند، اندر خواب
بهار، شرح جمال تو داده، در یک فصل
بهشت، ذکر جمیل تو کرده در هر باب
لب و دهان تو را، ای بسا! حقوق نمک
که هست، بر جگر ریش و سینههای کباب
بسوخت این دل خام و به کام دل نرسید
به کام اگر برسیدی، نریختی خوناب
گمان بری که بدور تو، عاشقان مستند
خبر نداری از احوال زاهدان خراب
نقاب بازگشای، تا کی این حجاب کنی
از این نقاب چه بر بستهای، به غیر حجاب
بدید روی تو را گل فتاد، در آتش
شنید بوی تو، وز شرم گشت آب گلاب
مرا به دور رخت شد، پدید جوهر لعل
پدید میشود از آفتاب عالم تاب



با دو بار کلیک بر روی هر واژه میتوانید معنای آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
شمارهگذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه | منبع اولیه: ساوهسرا | ارسال به فیسبوک
حاشیهها
تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.
mareshtani نوشته:
mesraje dowome beide shashom(narekhtie)1
mesraje dowome beide dahom(ab golab)2
mesraje awale beide akhir(ke)zaed ast
—
پاسخ: با تشکر، مورد دومی که اشاره فرمودید مربوط به بیت ۹ بود. در مورد سوم، هر چند در حاشیهٔ بعدی اشاره فرمودید که «که» در مصرع مذکور زاید نیست، اما به نظر من میرسد که بیت اشکال دارد. در صورتی که گذرتان باز به این شعر افتاد لطفاً بفرمایید که چگونه از نظرتان برگشتید و شعر را چطور درست خواندید.
mareshtani نوشته:
ba mazerat beide akhier eshkal nadarad
mareshtani نوشته:
namedanam tschetor bargashtam wale (ke)sajed ast lotfan tasheh farmajed
—
پاسخ: با تشکر، «مرا به دور رخت شد، پدید که جوهر لعل» با «مرا به دور رخت شد پدید جوهر لعل» جایگزین شد. هر چند در کل، مصرع هنوز مشکلدار است به نظر من (وزنش درست شده ولی همین «که» را کم دارد!).