گنجور

غزل شمارهٔ ۲۶۷

 
سلمان ساوجی
سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات
 

ای جان نازنین من ای آرزوی دل

میل من است سوی تو میل تو سوی دل

بر آرزوی روی تو دل جان همی دهد

وا حسرتا! اگر ندهی آرزوی دل

چون غنچه بسته‌ام سر دل را به صد گره

تا بوی راز عشق تو آید ز بوی دل

جان را به یاد تو به صبا می‌دهم که او

می‌آورد ز سنبل زلف تو بوی دل

تا دیده دید روی تو را روی دل ندید

با روی دوست خود نتوان دید روی دل

دیگر به دیده دل ندهم من کز آب چشم

هر بار خود درست نیاید سبوی دل

سلمان اگر ز اهل دلی نام دل مبر

جان دادن است کار تو بی‌گفتگوی دل

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ساوه‌سرا | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام