گنجور

غزل شمارهٔ ۲۶۶

 
سلمان ساوجی
سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات
 

به مهر روی تو خواهم رسید، ذره مثال

نمی‌رسد به زمین پایم از نشاط وصال

مه دوهفته درین یک دو روز خواهم دید

که کس نبیند از آن ماه در هزاران سال

سواد زلف توام خواهد آمدن در چشم

که بوی عنبر تو می‌دهد نسیم شمال

به خاک پای عزیزت که تشنه است لبم

به خاک پای عزیزت چو تشنگان به زلال

چه دم زنم چو رسم با تو آن دمم باشد

مجال آنکه کنم بر تو عرض صورت حال

دلم به پیش تو می‌خواست جان فرستادن

ولی کبوتر جان را نبود قوت بال

کشیده‌ام تب هجرت، بسی و در شب هجر

نبود بر سر سلمان کسی به غیر حال

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ساوه‌سرا | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام