گنجور

غزل شمارهٔ ۲۵

 
سلمان ساوجی
سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات
 

غمزه سرمست ساقی، بی‌شراب

کرد هشیاران مجلس را خراب

دوستان را خواب می‌آید ولی

خوش نمی‌آید مرا بی‌دوست، خواب

تنگ شد بی پسته‌ات، بر ما جهان

تلخ شد بی‌شکرت، بر ما شراب

روی خوبت، ماه تابان من است

ماه رویا! روی خوب از من متاب

گر خطایی کرده‌ام، خونم بریز

بی‌خطا کشتن چه می‌بینی صواب؟

گل ز بلبل، روی می‌پوشد هنوز

ای صبا! برخیز و بردار این حجاب

در جمال عالم آرایت، سخن

نیست کان روشن‌تر است از آفتاب

عقل بر می‌تابد از زلفت، عنان

عقل را با تاب زلفت، نیست تاب

چشمم از لعلت، حکایت می‌کند

می‌چکاند راستی، در خوشاب

آب، بگذشت از سر سلمان و او

همچنان وصل تو می‌جوید در آب

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ساوه‌سرا | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

حمیدرضا نوشته:

مصرع دوم بیت چهارم از سعدی است:
ماه رویا روی خوب از من متاب
بی خطا کشتن چه می‌بینی صواب

کانال رسمی گنجور در تلگرام