گنجور

غزل شمارهٔ ۲۴۵

 
سلمان ساوجی
سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات
 

زلفین سیه خم به خم اندر زده‌ای باز

وقت من شوریده به هم بر زده‌ای باز

زان روی نکو چشم بدان دور که امروز

بر مه زده‌ای طعنه و در خور زده‌ای باز

از غالیه رسمی زده‌ای بر گل و شکر

امروز همه بر گل و شکر زده‌ای باز

بر ساغر عیشم زده‌ای سنگ ولیکن

با تو چه توان گفت که ساغر زده‌ای باز؟

من سر چو قلم بر خط سودای تو دارم

با اینکه من سر زده را سرزده‌ای باز

از دود من سوخته زنهار حذر کن!

کاتش به من سوخته دل در زده‌ای باز

نقد سره قلب که پالوده‌ام از چشم

بر سکه رویم همه بارز زده‌ای باز

شبها ز غمت راست کبوتر دل سلمان

دریاب که بر صید کبوتر زده‌ای باز

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ساوه‌سرا | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

علیرضا مرسلی نوشته:

این شعر با آنچه من شنیدم خیلی تفاوت دارد مهمترین هم بیت آخر:
شهباز غمت راست کبوتر دل سلمان

که با توجه به کلمه کبوتر و مفهوم مصرع دوم درست بودن این حالت قطعی به نظر می رسد.

کانال رسمی گنجور در تلگرام