گنجور

غزل شمارهٔ ۲۲۰

 
سلمان ساوجی
سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات
 

مانده یک ذره از آن دل که هوای تو گزید

لله الحمد که آن ذره به خورشید رسید

این همان ذره خاکی هوادار شماست

که به جان، روز ازل، مهر شما می‌ورزید

وین همان بلبل خوش گوست که در باغ وصال

سالها بر گل رخسار شما می‌نالید

روز رخسار تو شد در شب زلفت پیدا

صبحدم فاتحه‌ای خواند و بران روی دمید

پای من در سر کوی تو نیاورد مرا

که مرا رغبت موی تو به زنجیر کشید

آن سیه روی کدام است که روی از تو بتافت

مگر آنکس که چو زلفت تو سرش می‌گرید

سر ما راه سر کوی تو خواهد پیمود

لب ما خاک کف پای تو خواهد بوسید

گر بخواهند بریدن سر ما، چون زلفت

ما دگر یک سر مو از تو نخواهیم برید

باز توفیق عنان بر طرف سلمان تافت

چون رکاب آمد و رخ بر کف پایت مالید

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ساوه‌سرا | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

mareshtani نوشته:

mesraje dowome beide dowom(mehreshomara)mesraje beide shashom(ruj asto betaft)2

پاسخ: با تشکر، در مورد اول «می‌ورزید» گذاشتیم، مورد دوم مطابق نظر شما تصحیح شد.

کانال رسمی گنجور در تلگرام