گنجور

غزل شمارهٔ ۲۰۰

 
سلمان ساوجی
سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات
 

خیال زلف تو چشمم به خواب می‌بیند

دلم ز شمع جمال تو تاب می‌بیند

کسی که چشمه آب حیات لعل تو دید

برون از آن همه عالم سراب می‌بیند

به غیر عشق تو در دیده هر چه می‌آید

نظر معاینه نقشش بر آب می‌بیند

ندیم چشمم از آن است چشم مخمورت

که در زجاجی چشمم شراب می‌بیند

خیالش از دل و چشمم نمی‌رود بیرون

کجا رود که شراب و کباب می‌بیند

دلا مگرد به عهدش قوی که عهد حبیب

خرد ضعیف چو عهد حباب می‌بیند

نهاد دل، همگی بر وفای او سلمان

نهاد خویش از آن رو خراب می‌بیند

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ساوه‌سرا | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام