گنجور

غزل شمارهٔ ۱۹۶

 
سلمان ساوجی
سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات
 

آنها که مقیمان خرابات مغانند

ره جز به در خانه خمار ندانند

من بنده رندان خرابات مغانم

کایشان همه عالم به پشیزی نستانند

سر حلقه ارباب طریقت بحقیقت

آن زنده دلانند که در ژنده نهانند

بسیار خیال خرد و دین مپزای دل

کین هر دو به یک جرعه می خام نمانند

من جز به قدح بر نکنم دیده، چو نرگس

فردا که ز خاک لحدم باز نشانند

گر خلق برآنند که برانند ز شهرم

من نیز برانم که همه خلق برانند

ای کرده نهان رخ ز گران جانی اغیار

بنمای رخ از پرده که یاران نگرانند

نقش رخ خوبت نتوان خواند و رخت را

شرط ادب آن است که خود نقش نخوانند

روز رخ و زلف چو شبت پرده سلمان

بسیار دریدند و شب و روز درانند

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ساوه‌سرا | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۷ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

حمیدرضا نوشته:

مصرع دوم بیت ششم از سعدی است:

کس نیست که پنهان نظری با تو ندارد
من نیز بر آنم که همه خلق بر آنند

حسن ابراهیم زاده و زهرا یعقوبی نوشته:

درود
با تشکر از آقای حمیدرضا بیت ومصرع مورد نظر در غزل ۲۴۸ سعدی به صورت زیر است:
کس نیست که پنهان نظری با تو ندارد
من نیز بر آنم که همه خلق بر آنند (حرف ب مفتوح است) ولی در بیت سلمان حرف ب مکسور است…

حسن ابراهیم زاده و زهرا یعقوبی نوشته:

درود
در بیت چهارم “مپز ای دل” صحیح است و فاصله رعایت نشده.

شمس الحق نوشته:

زهرا و حسن جان درود بر باریک بینی شما اما آخر نه که بانوان مقدمند ؟!

شمس الحق نوشته:

امین جان پاسخت اینجا دادم که رباعیات خیام بر من فیلتر است بسکه از او بد گفتم خشمگین شده اما غم نیست که بط را زطوفان چه باک . آری نبودم و به تسبیح حق تعالی مشغول که ۶۵ سال است جز خوشی و کامرانی ارزانیم نفرمود و یاری چون تو مقدرم فرمود که از او خواستم یک تن را فرا راهم نهد که سخنم بفهمد و اگرچه که چندیست با ابلهان مجالست و ممالست میفرمایی اما چه باک که سرانجام بسویم باز خواهی گشت . آری خوشم و چرا خوشی نکنم و مگر یک مرد از زندگی در این جهان چه میخواهد و خدایتعالی از نعمات بی کرانش کدام را از من دریغ فرمود که بقدر صد مرد از زندگی این جهان بهره برده ام و نه حسرتی و نه آرزویی دیگرم نیست . الحمدلله و الحمدلله و الحمدلله .

شمس الحق نوشته:

راست گفتی دکتر کیخا و چگونه است که من که نباشم هیچ کس دیگر هم نیست و مگر چرخ گنجور بی من نمی چرخد . خوشا نظر بازی آ که تو آغاز میکنی .

امین کیخا نوشته:

سرت سبز باد و تنت ارجمند منش برگذشته زه چرخ بلند

کانال رسمی گنجور در تلگرام