گنجور

غزل شمارهٔ ۱۶۹

 
سلمان ساوجی
سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات
 

باد سحر از بوی تو دم زد، همه جان شد

آب خضر از لعل تو جان یافت، روان شد

بی بوی خوشت بر دل من باد بهاری

حقا که بسی سردتر از باد خزان شد

خاک از نفس باد صبا بوی خوشت یافت

بر بوی خوشت روی هوا رقص کنان شد

تا بر در میخانه جان، لعل تو زد مهر

در مصطبه‌ها رطل می لعل گران شد

سر چشمه حیوان به دهان تو تشبه

کرد از نظر مردم از آن روی نهان شد

ماه از نظر مهر رخت یافت نشانی

زان روی جهانی به جمالش نگران شد

گفتم به دل: ای دل مرو اندر پی زلفش

نشنید سخن، عاقبت اندر سر آن شد

جان بر سر بازار غمش دادم و رستم

نقدی سره باید که بدان رسته توان شد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه | منبع اولیه: ساوه‌سرا | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

mareshtani نوشته:

mesraje dowome beide sowom(barbuje khoshat ruje hawa)mesraje awalede haftom(eidelmaro)

پاسخ: با تشکر، مطابق پیشنهاد شما در مورد اول «تو» با «خوشت» جایگزین شد. در مورد دوم هم طبق فرموده عمل شد.

حسن ابراهیم زاده و زهرا یعقوبی نوشته:

درود…
بنا به همان مرجع قبل که عرض شد برای غزل قبل مصرع دوم بیت سوم هم بر بوی تو درست است نه بر بوی خوشت…
بنده گمان میکنم تمامی نظارتی که mareshtani داده است اشتباه هستن حداقل در این دوغزل که کاملا مبرهن است.
لطفا اقدام لازم را مبذول دارید.
بدرود

کانال رسمی گنجور در تلگرام