گنجور

غزل شمارهٔ ۱۳۹

 
سلمان ساوجی
سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات
 

عذارت خط به بخت ما درآورد

سیه بختی است ما را ما درآورد

عذرات بود بر حسن تو شاهد

جمالت رفت و خطی دیگر آورد

چو زلفت پای در دامن کشیدست

چرا خط سیاهت سر بر آورد

خیال لعل نوشینت، به شب دوش

مرا صد پی شبیخون بر سر آورد

مرا از گلبن حسن تو ناگاه

گلی بشکفت و خاری نو برآورد

گلت بر نسترن رسمی زد از مشک

گل رویت عجب رسمی برآورد!

چه صنعت کرد خط عنبرینت؟

که خورشیدش سر اندر چنبر آورد

خنک باد صبا کامد ز زلفت

نسیمی صد ره از جان خوشتر آورد

دماغ جان سلمان را سحرگاه

به راه آورد و مشک و عنبر آورد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ساوه‌سرا | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام