گنجور

غزل شمارهٔ ۱۲۷

 
سلمان ساوجی
سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات
 

این یار که من دارم، ازین یار که دارد؟

وین کار که من دارم، از این کار که دارد؟

خلقی است همه، بر در امید، نشسته

تا یار، کرا خواهد و تا یار، که دارد؟

با این همه غم، گر غم من با تو، بگویند

کاری بود آیا غم این کار، که دارد؟

من بر سر بازار مغان، می‌روم امشب

این زهد فروشان سر بازار، که دارد؟

برخاسته‌ام از سر سجاده، به کلی

یاران هوس خانه خمار، که دارد؟

خورشید رخش کرد، بر آفاق، تجلی

ای دیده وران، طاقت دیدار که دارد؟

در زیر فلک راست بگویید، که امروز

بالاتر ازین قامت و رفتار، که دارد؟

تا روی ببینند و ببینید، کزین روی

در دور قمر، عارض و رخسار که دارد؟

بر راه خیالت، همه شب، منتظرانند

با این همه تا دولت بیدار، که دارد؟

دل برد ز سلمان و کجا می‌برد این دل؟

با آن همه دلهای گرفتار، که دارد؟

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ساوه‌سرا | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

mareshtani نوشته:

as m1 b2 (ke)bajad hasf shawad
m2b4(in sohdforoshan)2

پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.

کانال رسمی گنجور در تلگرام