گنجور

غزل شمارهٔ ۱۰

 
سلمان ساوجی
سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات
 

ای که روی تو، بهشت دل و جان است مرا!

ای که وصل تو مراد دل و جان است، مرا!

چون مراد دل و جانم، تویی از هردو جهان

از تو دل برنکنم، تا دل و جان است مرا

می‌برم نام تو و از تو نشان می‌جویم

در ره عشق تو تا، نام و نشان است مرا

دم ز مهر تو زنم، تا ز حیاتم باقی است

وصف حسن تو کنم، تا که زبان است مرا

من نه آنم که بخود، از تو بگردانم روی

می‌کشم جور تو تا، تاب و توان است مرا

گرچه از چشم نهانی تو، خیال رخ تو

روز و شب، مونس و پیدا و نهان است مرا

تو ز من فارغ و آسوده و هر شب تا روز

بر سر کوی تو، فریاد و فغان است مرا

زانده شوق تو و محنت هجر تو مپرس

که دل غمزده جانا، به چه سان است مرا

دیده تا، قامت چون سرو روان تو بدید

همه خون جگر از، دیده روان است مرا

می‌کند رنگ رخم، از دل پر زار بیان

خود درین حال، چه حاجت به بیان است مرا؟

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ساوه‌سرا | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۴ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

mareshtani نوشته:

lotfan mestaje awale beide sowomra tas heh koned(nameto wo azto neshan ast mar)

پاسخ: با تشکر، «ز» با «از» جایگزین شد.

mareshtani نوشته:

bebakhshed eshteba shod(nameto wo azto)1

یوسف نوشته:

چرا بیت اول قافیه ندارد ؟

حسین ۱ نوشته:

یوسف جان
جان ، نشان ، زبان ، توان ، نهان ، فغان ، سان ، روان و بیان همه قافیه هستند ،” است مرا “ردیف
پس قافیه ی بیت اول جان است .
پایا باشی

کانال رسمی گنجور در تلگرام