گنجور

شمارهٔ ۷۲

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » متفرقات
 

سبزه خط تو راه دل آگاه زده است

این چه خضرست ندانم که مرا راه زده است

راهزن نیست در آن دشت که من سیارم

تا برون رفته ام از راه، مرا راه زده است

دامن پاک بود شرط هم آغوشی حسن

گل شبنم زده را ره به گریبانش نیست

گر چنین افسون غفلت پنبه در گوشم نهد

کاسه سر را خطر از خواب سنگین من است

(داغ دارد بلبلان را شعله آواز من

شاخ گل در خون ز مصرع های رنگین من است)

(گر چه مرجان پنجه با دریای خونین می زند

کی حریف پنجه دریای خونین من است؟)

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام