گنجور

شمارهٔ ۳۰۵

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » متفرقات
 

به لب از شوق صدره بیش جان نامه می آید

که حرفی از دهانش بر زبان خامه می آید

نمی دانم به پایان چون برم وصف میانش را

که در هر حرف، مویی بر زبان خامه می آید

اگر خواهی سر مویی نپیچد سر ز فرمانت

به خاموشی زبانی چون زبان شانه می باید

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام