گنجور

شمارهٔ ۲۰۳

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » متفرقات
 

زخم گستاخم لب تیغ شهادت می مکد

شبنم من خون خورشید قیامت می مکد

نقش شیرین شسته شد از لوح خارا و هنوز

تیشه فرهاد انگشت جلادت می مکد

از دهان خضر آب زندگانی می رود

تیغ او از بس لب خود را به رغبت می مکد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام