گنجور

شمارهٔ ۱۶۱

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » متفرقات
 

زلفت که همچو شام غریبان گرفته است

صبح نشاط در ته دامان گرفته است

از دست رستخیز حوادث کجا رویم؟

ما را میان بادیه باران گرفته است

(این سهو بین که دیده حق ناشناس من

روی ترا برابر قرآن گرفته است)

از ابر نوبهار چمن جان گرفته است

گلزار رنگ چهره مستان گرفته است

از بس که نوبهار به تعجیل می رود

شاخ از شکوفه دست به دندان گرفته است

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

سعید سلطانی نوشته:

ما را میان بادیه باران گرفته است…

کانال رسمی گنجور در تلگرام