گنجور

غزل شمارهٔ ۹۸۳

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

گوش بی دردان گران از خواب باشد بهتر است

این صدف پر گوهر سیماب باشد بهترست

رتبه خوبی دو بالا می شود از چشم پاک

سرو موزون در کنار آب باشد بهترست

آب چشم از دامن پاکان به جایی می رسد

شمع اگر در گوشه محراب باشد بهترست

سرو بی حاصل اگر از جا نخیزد گو مخیز

پای چوبین در حنای خواب باشد بهترست

بی نیازی می شود بند زبان هرزه گو

خار دامنگیر اگر سیراب باشد بهترست

شبنمی کز جرعه گلها خمارش نشکند

طالب خورشید عالمتاب باشد بهترست

می کشد سر رشته جولان به دریا سیل را

کار عاشق با دل بی تاب باشد بهترست

شهپر پرواز هم باشند روشن گوهران

بستر و بالین موج از آب باشد بهترست

با دل روشن چه بگشاید ز تقریر زبان؟

شمع اگر خاموش در مهتاب باشد بهترست

داغ ما صائب حریف چشم شور خلق نیست

جامی می در جام ما خوناب باشد بهترست

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام