گنجور

غزل شمارهٔ ۹۸۱

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

پیش ما دشنام جانان از شکر شیرین ترست

روی تلخ بحر از آب گهر شیرین ترست

رتبه قبض است بیش از بسط پیش عارفان

عقده پیوند بر نخل از ثمر شیرین ترست

نیست زنبور عسل را شکوه ای از جان خویش

خانه چندانی که باشد مختصر شیرین ترست

پیش هر موری که نی در ناخنش منت شکست

خاک صحرای قناعت از شکر شیرین ترست

نبض تسلیم و رضا را گر به دست آرد کسی

تیر دلدوز قضا از نیشکر شیرین ترست

پش چشم هر که از غفلت نیاورده است آب

تلخی بیداری از خواب سحر شیرین ترست

سرد مهری زندگی را بی حلاوت می کند

میوه های گرمسیری بیشتر شیرین ترست

ما ز نعمت با زبان شکر قانع گشته ایم

برگ این نخل برومند از ثمر شیرین ترست

تنگ شکر ساخت صائب گوش ها را از سخن

کلک شکر بار ما از نیشکر شیرین ترست

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام