گنجور

غزل شمارهٔ ۹۷۹

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

عکس ساقی در شراب ناب دیدن خوشترست

حسن عالمسوز را در آب دیدن خوشترست

گردش چشمی مرا زان حسن بی پایان بس است

بحر را در حلقه گرداب دیدن خوشترست

حسن رنگ آمیز را خجلت بهار تازه ای است

شمع را در پرتو مهتاب دیدن خوشترست

گر چه سیر لاله و گل زنگ از دل می برد

در جبین تازه احباب دیدن خوشترست

پیش دریا بهر روزی لب چرا باید گشود؟

ماهیان را در خم قلاب دیدن خوشترست

تشنه چشمی می کند دست تعدی را دراز

خار دامنگیر را سیراب دیدن خوشترست

در میان دام و دد مانند مجنون زیستن

از سمور و قاقم و سنجاب دیدن خوشترست

گر بود اخلاص شرط سجده، از زهاد خشک

شیشه را در گوشه محراب دیدن خوشترست

دردسر بسیار دارد سایه بال هما

اختر اقبال را در خواب دیدن خوشترست

گر بود چشم آب دادن مطلب از روی بتان

چهره خورشید عالمتاب دیدن خوشترست

روی خوبان در عرق صائب قیامت می کند

جلوه مهتاب را در آب دیدن خوشترست

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام