گنجور

غزل شمارهٔ ۹۴۴

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

روزگارم تیره شد خورشید سیمایی کجاست؟

رفت از دستم عنان مژگان گیرایی کجاست؟

نعل من چون آب از هر موجه ای در آتش است

در ریاض آفرینش سرو بالایی کجاست؟

جبهه وا کرده طوطی را به گفتار آورد

شد فراموشم سخن، آیینه سیمایی کجاست؟

داغ مجنون می شود از مهر خاموشی زیاد

در میان این غزالان چشم گویایی کجاست؟

شیشه نازکدلی دارم مهیای شکست

ای سبکدستان، دل چون سنگ خارایی کجاست؟

نقش شیرین را به تردستی ز کوه بیستون

می توانم محو کردن، کارفرمایی کجاست؟

گردباد اینجا نفس را راست نتوانست کرد

در خور مجنون من دامان صحرایی کجاست؟

چند پرسی صائب از عالم تمنای تو چیست؟

در دل آزاده عاشق تمنایی کجاست؟

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام