گنجور

غزل شمارهٔ ۹۳

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

آه باشد به ز زلف عنبرین عشاق را

اشک باشد بهتر از در ثمین عشاق را

آب حیوان است خوی آتشین عشاق را

آیه رحمت بود چین جبین عشاق را

می کند ز آتش سمندر سیر گلزار خلیل

درد و داغ عشق باشد دلنشین عشاق را

آنچنان کز چشمه سنبل شسته رو آید برون

پاک سازد دیده های پاک بین عشاق را

از تهی چشمی بود عرض گهر دادن به خلق

ور نه دریاها بود در آستین عشاق را

غافلان گر در بقای نام کوشش می کنند

ساده از نام و نشان باشد نگین عشاق را

کوته اندیشان قیامت را اگر دانند دور

نقد باشد پیش چشم دوربین عشاق را

گر چه از نقش قدم در ظاهرند افتاده تر

توسن افلاک باشد زیر زین عشاق را

آسان سیران نمی بینند صائب زیر پا

نیست پروای غم روی زمین عشاق را

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام