گنجور

غزل شمارهٔ ۹۱۲

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

آمد سحر به خانه من یار، بی حجاب

امروز از کدام طرف سر زد آفتاب؟

دیروز بوسه بر لب خمیازه می زدم

امروز می کنم ز لبش بوسه انتخاب

هر چند سرکش است، شود رام و خوش عنان

حسنی که شد ز حلقه خط پای در رکاب

نتوان مرا به صبح صباحت فریب داد

پروانه را خنک نشود دل ز ماهتاب

آن را که دخل و خرج برابر بود چو ماه

رزقش همیشه می رسد از خوان آفتاب

باطل شود چو آبله در زیر دست و پا

هر شبنمی که محو نگردد در آفتاب

آسودگی به خواب نبینند ذره ها

جایی که چشم خود نکند گرم، آفتاب

مظلوم حیف خود نگذارد به ظالمان

از گریه داغ بر دل آتش نهد کباب

از جبهه کریم گره زود وا شود

یک لحظه بار خاطر دریا بود حباب

صائب، ز لطف، موجه دریا به هم شکافت

چندان که ساخت پرده بیگانگی حباب

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام