گنجور

غزل شمارهٔ ۸۹۰

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

دیده از خط بدیع آب دهید ای احباب

که عجب نقش بدیعی زده دوران بر آب

لب میگون و خط سبز تماشا دارد

بزدایید ز دل زنگ ازین سبزه و آب

دم خط را چو دم صبح غنیمت دانید

پیش از آن دم که ز مقراض شود پا به رکاب

زین خط تازه وتر، دیده و دل آب دهید

که ز هر حلقه در آتش بودش نعل شتاب

گر چه ایمن ز خزان است بهار عنبر

بشتابید به نظاره شما ای احباب

شب قدرست خط سبزنکویان، زنهار

غافل از دولت بیدار مگردید به خواب

خط مشکین، خط بیزاری اهل هوس است

مگذرید از سر این آیه رحمت به شتاب

گر غبار خط ازان روی چنین خواهد خاست

ای بسا دیده کز این گرد شود خانه خراب

گر چه از مشک شود وحشت آهو افزون

حسن خوبان ز خط سبز برآید ز حجاب

خط شبرنگ کند گردن خوبان را نرم

عاملان را نبود سرکشی از پای حساب

گفتم از خط دل او نرم شود، زین غافل

که خط سبز زند زهر به شمشیر عتاب

چون زند سبزه خط موج طراوت صائب

نیست ممکن که توان شد ز تماشا سیراب

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام