گنجور

غزل شمارهٔ ۸۵۰

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

شانه زند چو کلک من طره مشکفام را

سرمه خامشی دهد طوطی خوش کلام را

فاخته کو، که بوسه بر کنج دهان من زند؟

سرو پیاده گفته ام شیشه سبز فام را

مرغ چمن رمیده ام زخمی خار آشیان

کی به بهشت می دهم حلقه چشم دام را

در ته پای سرو می نشأه بلند می دهد

ساقی سبز خوش بود باده لعل فام را

تیغ دو دسته گر زند خار به چشم روشنم

شعله من نمی کشد دشنه انتقام را

رحم به تیره روزی صائب دلشکسته کن

دور کن از عذار خود طره مشکفام را

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام