گنجور

غزل شمارهٔ ۸۳۰

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

چشم همیشه مستت خمار کرد ما را

زلف سبک عنانت سیار کرد ما را

در خواب عقل بودیم در زیر سایه گل

باد بهار عشقت بیدار کرد ما را

داروی دردمندی از ما مسیح می برد

بیمارداری دل بیمار کرد ما را

گل کرد راز پنهان در داغ غوطه خوردیم

این خارخار آخر گلزار کرد ما را

توفیق چون درآید عصیان دلیل راه است

رطل گران غفلت هشیار کرد ما را

چون گل ز ساده لوحی در خواب ناز بودیم

اشک وداع شبنم بیدار کرد ما را

روزی چنان که باید آماده است صائب

اندیشه فزونی سیار کرد ما را

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام