گنجور

غزل شمارهٔ ۷۸۹

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

رحمت گرفته روی ز گرد گناه ما

آیینه تیره روز ز روی سیاه ما

هر قطره ای که در صدف ابر رحمت است

چون مهره گل است ز گرد گناه ما

بر جسم آنقدر که فزودیم همچو شمع

شد مایه زیادتی اشک و آه ما

ما چون حباب، تشنه محویم ازین محیط

سهل است موج اگر برباید کلاه ما

ما در رکاب جذبه توفیق می رویم

رطل گران چگونه شود سنگ راه ما؟

چون بحر در کشاکش موج است مضطرب

روی زمین ز ریگ روان گناه ما

ما را غلط به لشکر اصحاب فیل کرد

از دور دید کعبه چو کوه گناه ما!

داریم چشم آن که شود روز بازخواست

سر پیش پا فکندن ما، عذر خواه ما

صائب که را گمان که سیه مست غفلتی

در شاهراه توبه شود خضر راه ما؟

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام