گنجور

غزل شمارهٔ ۷۵۹

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

یاقوت کهربا شود از آه سرد ما

ایوب را کند کمری، بار درد ما

چون پیش طاق همت خود را کنیم نقش

گردون نمی شود صدف لاجورد ما

برگ خزان زمین ادب بوسه می دهد

پیش دل رمیده و رخسار زرد ما

افتادگی در آب و گل ما سرشته اند

باشد چو نقش پای زمین گیر گرد ما

در رزمگه برهنه چو شمشیر می رویم

در دست دشمن است سلاح نبرد ما

صائب به حیرتم، که گرفته است چون قرار

در کوچه بند زلف، دل هرزه گرد ما؟

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام