گنجور

غزل شمارهٔ ۷۵۵

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

از نان و آب نیست بقا و ثبات ما

باشد ز درد و داغ محبت حیات ما

یارب نصیب سوخته جانان عشق کن

ته جرعه ای که مانده ز آب حیات ما

از سعی، راه عشق به پایان نمی رسد

در ترک کوشش است طریق نجات ما

در دل هزار عقده ز افلاک داشتیم

حل شد به یک پیاله می مشکلات ما

قد راست تا قیام قیامت نمی کند

افتاد هر که از نظر التفات ما

افتاده است چاشنی عشق ما بلند

در شیشه سپهر نگنجد نبات ما

دیدیم تا یگانگی ذات با صفات

شد محو در تصور ذاتش صفات ما

محراب ماست روی به هر جانب آوریم

زان بی جهت، شده است یکی تا جهات ما

صائب سیاهکاری ما را حساب نیست

روی زمین سیاه شد از سیئات ما

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام