گنجور

غزل شمارهٔ ۷۲۴

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

ابروی او نرفت ز مد نظر مرا

در زیر تیغ، زندگی آمد بسر مرا

دارم چو شمع گردنی از موم نرمتر

تیغ برهنه است نسیم سحر مرا

زخم زبان مرا نتواند گرفته ساخت

دل وا شود چو آبله از نیشتر مرا

بر رشته گسسته عمر سبک عنان

باشد خطر چو سبحه ز صد رهگذر مرا

هر چند بگسلد رگ جان، نگسلم ازو

پیوند دیگرست به موی کمر مرا

پیری مرا به گوشه عزلت دلیل شد

بال شکسته شد به قفس راهبر مرا

تا در کمند رشته هستی فتاده ام

دل خوردن است کار چو عقد گهر مرا

صائب دو عالم از اثر توتیای فقر

افتاد چون دو قطره اشک از نظر مرا

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام