گنجور

غزل شمارهٔ ۷۲

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

هر خسی قیمت نداند ناله شبخیز را

خسروی باید که داند قدر این شبدیز را

خامشی دریا و گفت و گو خس و خاشاک اوست

پاک کن از خار و خس این بحر گوهر خیز را

دفتر گل را به آب چشم خواهد پاک شست

گر ببیند بلبل آن رخسار شبنم خیز را

تیزی مژگان او گفتم شود از خواب کم

خواب سنگین شد فسان آن دشنه خونریز را

عشق خونخوار از دل پرخون فزون گیرد خبر

بیش دارد پاس ساقی ساغر لبریز را

شوکت شاهی سبک سنگ است در میزان عدل

عشق می گیرد به خون کوهکن پرویز را

در قیامت کشته ناز تو می غلطد به خون

برنیاید زود خون از زخم، تیغ تیز را

در بهار سرخ رویی همچو جنت غوطه داد

فکر رنگین تو صائب خطه تبریز را

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام