گنجور

غزل شمارهٔ ۷۰۱

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

دیوانه کرد سبزه خطت بهار را

در خاک و خون کشید رخت لاله زار را

هر موی دلفریب تو شیرازه دلی است

متراش زینهار خط مشکبار را

مگذر ز حسن ترک که در گوشمال دل

دست دگر بود کمر بهله دار را

دست حنایی تو ز نیرنگ دلبری

یکدست کرد حسن خزان و بهار را

سنگ یده است مهره گهواره یتیم

جز گریه کار نیست دل داغدار را

چون شوق پای در جگر سنگ بفشرد

با کبک هم خرام کند کوهسار را

صائب حریف سیلی باد خزان نه ای

پیش از خزان ز خود بفشان برگ و بار را

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام