گنجور

غزل شمارهٔ ۷۰

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

شد غرور حسن از خط بیش آن طناز را

بوی این ریحان گران تر کرد خواب ناز را

انتظار صید دارد زاهدان را گوشه گیر

نیست از سیری، ز دنیا چشم بستن باز را

در هوای رستگاری نیست بال افشانیم

می کنم از بال بیرون قوت پرواز را

آنچنان کز برگ گل گردید رسوا بوی گل

پرده بسیار من بی پرده کرد این راز را

از هدف گرد خدنگ گر مرو ظاهر شود

هست خاکستر ز دلها شعله آواز را

نیست پروا عشق را از نخوت ارباب عقل

مستی کبکان فزاید جرأت شهباز را

کرد صائب عیبجویان را به کم حرفی خموش

از خموشی شمع می بندد دهان گاز را

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام